تبليغاتX
< My Name Is Friend
 
 
   
 
  http://prlupin.salijazayeri.com/images/blog/candle.jpg


تمام رابطه هایم عین تف سر بالا میماند

بر میگردد و محکم پخش تمام صورتم میشود...

عین لنجنزاری کهنه و آلوده به کثافت!


" و تو تنها مشتاق شنیدن یک ""نه"" هستی

چه قــــــــــــــدر سنگینی میکند روی قلبم "!!!


 
 
 |    نوشته شده توسط صحرا
 
 
   
 
  ذهن ژولیده ام میخواهد کمی رنگ بگیرد؟

بیخود!!!مگر همین الان چه شده با این بی رنگی ها؟؟!!

برود قاطی بزرگترها که چی؟

که بیشتر از این آشفته بازاری دلمان را هی و هی قورت دهد؟

نمیخواهم!

بگذار همینطور آرام و مغموم و افسرده باشد

بهتر از این است که باز شود رو به رنگی پر از هزار هزار

رنگ های کثیف و بی بنیاد!

اصلا بگذار با همین حال بمیرد!

مگر تو که ذهن روشن و بازت

دنیا را دارد با تمام عرق هایش می بلعد

چه گلی به چشمان پریشانت زده؟

که من با این ذهن قفل شده ام بیایم به تن بی حال و کرختم بزنم؟

"من که خود نزده دارم میرقصم

دیگر آواز و دهل را میخواهم چه کار...؟!!"

 
 
 |    نوشته شده توسط صحرا
 
 
   
 
  http://img.villagephotos.com/p/2008-3/1303093/1184282813.jpg


وقتی در این دنیا هر چیز مزخرفی مرا یاد تو می اندازد

اصلا میخواهم نباشم!

دوست ندارم دیگر حتی آن لبخند خسته ی سنگینم را

هم در چشمان سرد و محکمم ببینی.

که رها باشم...

"رها " ؟؟!!!

میدانی رها بودن چه معنی میدهد؟

میدانی وقتی تنهایی هایم حس نفس کشیدنم را تنگ و 

فشار درد آور  دروغگویی

آرواره های به هم چسبیده ام را میشکند

و کوفتگی سرم ،حدقه ی چشمانم را به رنگ خون میکند

من چه حسی دارم؟؟؟!!!

من آن موقع هم رها نیستم...

یاد تو می افتم و لعنت می فرستم بر تمام روز مررگی های دنیای

مزخرفمان...!


آری،سنگینم و بی حس و هیچ چیز روح فریاد زده ام را آرام نمیکند

بگذارید با خود باشم..!

 
 
 |    نوشته شده توسط صحرا
 
 
   
 
 

لختی،،،،

زندگی میکنم

و دنیایی عبوسانه درد می کشم ،

تنم سرشار از سرخوردگی های ناب است

و ذهنم هر لحظه نفرت های نورسیده ام را مدفون میکند!

آنقدر درونم خالی ست

که وجود روده و معده ام را هم احساس نمیکنم

درست مثل حفره ای زرد و تو خالی

سرشار از نبودن!!!

" تنهایی ام را با تمام وجودم در آغوش می گیرم "

 تنها حس مالکیتم را

تنها ارضا کننده ی روح فریب خورده ام ،

آنجا که می پرسند تمام "داشتنت" را تعریف کن...،

و من، تمام تنهایی ام راپیش رو میگذارم!!

لذتی بالا تر از این هست؟

وه...!

به عظمت یک تدفین گاه مرده ام!

به زیبایی یک حباب آلوده...!

 
 
 |    نوشته شده توسط صحرا
 
 
   
 
  امروز ،

تنها کاری که قلب پر دردم را اندکی تسکین می بخشد

این است، که لیوان پر چایی ام را در کنار پنجره

رو به قبرستانی خاموش ،

جرعه جرعه سر کشم

و سالگرد رفتنت را بر پیکر

سرد و متروک گورستان عزا گیرم!!

گویی آسمان هم با من سر عناد دارد

که اینگونه شیون سر داده و ضجه میزند

مگر نمیداند که ناله های آه مانند من در فضا گم میشود؟

" آسمان ساکت شو!"

بگذار بداند که من از تو دلتنگ تر و وحشی ترم

بگذار بداند....!

 
 
 |    نوشته شده توسط صحرا
 
 
   
 
  با هر کلمه که مینویسم جانم را انگار از تنم بیرون میکشند

وحشت و تنهایی انکار ناپذیر ترین حقیقت روحم شده

تمام حرفم این است..:

" "زمانم برای نفس کشیدن کی به پایان میرسد؟؟؟؟ "

واژه هایم مهلت صبر نمیدهند..

ذهنم پر از یخ زدگی های محض است و

قلبم پر از دمل های چرکین...

دوست دارم از خشن ترین بعد وجودم بنویسم

از عمیق ترین احساسات متناقضم...

عذاب میکشم از وجدان راحتم

از اهمیت ندادن به با اهمیت ترین اتفاقات درونم...

بی توجه ماندن و فرار تا کی آرامشم را تضمین میکند...؟!

اگر امروز خدا ثانیه ای دریابد...

شاید دیگر اینهمه احساس ضمخت تنهایی را بر شانه های نحیفم

اجبار به تحمل نداشته باشم...

اگر...!

اصلا نمیتوانم بفهمانم که چه قــــــــــــــــدر خسته ام...!


 "به طرز فجیع و دردناکی فکرت روحم را خراش می کشد

و توان نفس کشیدنم را به انتها میرساند

لعنت به دل پر درد و عادت های کهنم...! "

 
 
 |    نوشته شده توسط صحرا
 
 
   
 
  http://img01.picoodle.com/img/img01/9/10/3/f_4d3mh09m_5355c7b.jpg


حنجره ام سخت میسوزد

زود تر از آنچه قرار بود رفته ای..

و اینجا، در این هوای سرد و آلوده

گلویم را هی بغض های تکراری

پر میکنند...

نمیدانم برای کدامین راه رفتنت دعا بخوانم

که تو از هر سو از من گریخته ای..

نگو هرگز نبوده ای ،

نمیتوانم انکار حقیقت محض وجودت را

بپذیرم..

از من نخواه که سرد شوم..من خود گلوله ی برفم!

تیره ی پشتم میلرزد ،

چشم هایم سو ندارند ،

و وحشت نبودنت

نفسم را تنگ در آغوش میفشارد!

کاش میفهمیدی که من

روزی بعد از همه ی روزها

بی تو بودن را با عادت " مرگ "

ترک خواهم کرد..

مباد بر من عادت نبودنت!

مباد...!


" من دست های گرانم را به سندان جمجمه ام کوفتم

و بسان خدایی در زنجیر نالیدم

و ضجه های من ،چون توفان ملخ

مزرع همه ی شادی هایم را خشکاند "

 
 
 |    نوشته شده توسط صحرا
 

pctfx3.3

Desert Float Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog Porteghal Domain Registration

میزبانی میزبان هاست دامین دامنه دومین